على محمدى خراسانى

443

شرح منطق مظفر (فارسى)

بايد در اين رشته از همهء خطباى ديگر داناتر و ماهرتر باشد و از همگان به روحيّات مردم و مصالح آنان آگاهى داشته باشد چون در جايگاه بس حساسى قرار گرفته ، ظريفترين و مشكلترين موقف‌ها را دارد و اصولا خطابه‌اى كه از نوع مشاوره باشد امرش بسيار حسّاس است و خطيرترين و دشوارترين باب است چرا كه گاهى يك رجل دينى ، يك رجل سياسى ، يك مرجع تقليد با يك سخن از انظار سقوط مىكند . چه بسيار رهبران و رؤساى جمهور و يا هاديان و راهنمايان يك ملّت و يا مرجع دينى يك فرقه بوده و هستند و ديده و شنيده‌ايم كه از اوج به زير كشيده شده و نگون بخت گرديده‌اند صرفا بخاطر يك خطاى كوچك كه مرتكب شدند يا يك كار نابجايى كه كردند يا يك سخن بيجايى كه بر زبان آورده‌اند اگرچه از سر خيرخواهى بود ولى مردن آنها را به خيانت و گردنكشى و استبداد متهم كرده و يا گمان بردند كه اين روش به ضرر آنها تمام مىشود و با يك قيام عمومى آن شخص را ساقط مىكنند و جمهور همچنين نيست كه صبر و حوصله داشته باشند و در اطراف مسائل تعمّق داشته باشند و احيانا مطلب را به تأخير بيندازند تا ببينند چه مىشود همان‌طور كه مردم مجامله ( ظاهرسازى ) و مداهنه ( سازشكارى ) و مماشات ( همراهى ظاهر ) را اصلا نمىپسندند امّا اهل برهان و استدلال هم نيستند ، بلكه تحريك شده و به‌پا مىخيزند و بنياد ظلم را از جاى مىكنند ( نمونه‌اش هتاكى يكى از روزنامه‌هاى كثير الانتشار زمان طاغوت به امام امّت بود كه يكى از زمينه‌هاى قيام ملّت شريف ايران شد ) در اين هنگام است كه بايد با زور و سرنيزه آنها را تهديد كرده و خاموش كرد ، يا با تطميع ، رهبران آنها را بازخريد كرد ، يا با تيغ شمشير با آنها روبرو شده و آنها را نابود كرد و گرنه آرام نمىنشينند . قوله هذا ؛ اين بود گوشه‌هايى از كليّات مربوط به باب مشاوره ولى بايد دانست كه برشمردن تمام امور مربوط به هريك از چهار نوع مذكور ، نياز به وقت بيشتر ، حوصلهء كافى و كتاب قطورى دارد ، امّا چون بنابر اختصار است از تبيين آنها صرفنظر كرده و به مقدارى كه اشارت رفت قناعت مىكنيم . در پايان اين بخش به يك نكته اساسى اشاره مىكنيم و آن اين‌كه : خطيب چه خطيب در امور اقتصادى و مالى باشد و چه خطيب در امور نظامى يا سياسى ، اجتماعى ، دينى ، اخلاقى و . . .